ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
94
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اسا به دو پاسخ داد : « اى بدبخت ، تو نمىدانى كه چه مىگوئى ! آيا مىخواهى با نيروئى كه دارى بر خداوند چيره شوى و با اين توانائى اندك با او درافتى ؟ او در اين جا كه من هستم ، با من است و هر كس كه خدا با اوست هرگز از هيچ كس شكست نمىخورد . به زودى خواهى دانست كه چه بر سرت خواهد آمد . » رزح از اين سخنان به خشم آمد و لشكريان خويش را صف - آرائى كرد و براى جنگ با اسا روانهء ميدان كارزار شد . در آغاز نبرد به تير اندازان خويش دستور تيراندازى داد و آنان نيز لشكريان اسا را نشانهء تيرها ساختند . ولى خداوند فرشتگانى را براى يارى فرزندان اسرائيل فرستاد و اين فرشتگان تيرها را گرفتند و به سوى همان هنديان انداختند چنان كه هر كسى به همان تيرى كشته شد كه به سوى يكى از اسرائيليان افكنده بود . بدين گونه ، همهء تيراندازان رزح از پاى درآمدند . فرزندان اسرائيل كه چنين ديدند فرياد شادى برآوردند و به نيايش و دعا پرداختند . فرشتگانى كه براى يارى بنى اسرائيل فرود آمده بودند به چشم هندوان آشكار شدند و رزح همين كه آنان را ديد ، سرآسيمه شد . خداوند در دل او بيم و هراس افكند چنان كه دست و پاى خود را گم كرد و در ميان لشكريان خود جار زد و فرمود به سپاهيان اسا حمله برند . آنان نيز چنين كردند . ولى فرشتگان ايشان را كشتند و از آنان زنده نگذاشتند جز رزح و بردگان و زنان او را .